وصيت نامه شهيد محمد حسين جانبازي
بسم الله الرحمن الرحيم
و ما خلقت الانس والجن الا ليعبدون.اين جان عاريت که به حافظ سپرده دوست،روزي رخش بينم و تسليم وي کنم.
بنام يکتا پروردگار هستي و با ياد برادران شهيد و جانبازم وصيت خود را آغاز مي نمايم:شکر خداي را که نظر لطف و کرمش مردم ايران را در برگرفت و اين چنين آنان را از خواب دو هزار و پانصد ساله بيدار کرد و مشت هاي آنان را گره کرده و قدم هايشان را استوار کرده و با بر کندن خزانه دو هزار و پانصد سال ظلم و نابرابري خورشيد اسلام را از پشت ابرهاي سياه الحاد و ماديت و دنيا دوستي برابر اينان نمايان کرد تا آنها بوسيله اسلام خود و خداي خود را بشناسند و در نتيجه اين شناخت به وي نزديک گردند و اين نزديکي باعث عشقي شود که براي رسيدن به معشوق از هيچ وسيله اي نترسند و اين چنين خود با آغوش باز به استقبال شهادت بروند بار پروردگارا تو هزاران هزار مرتبه شکر مي گويم براي اين که زندگي مرا در اين دوره از زمان قرار دادي تا بتوانم ترا بجويم و به هدفم برسم.خدايا شکر که شيطان و نفس اماره مرا از من دور کردي که مرا در ادامه راه حسين نفريبند.اي دنيا به قول مولا علي ما ترا سه طلاقه کرده ايم و به سوي ديار عاشقان خواهيم شتافت حتي اگر با دادن هستي مان باشد در اين جا لازم مي دانم اين را بگويم که دنيا بداند که جز در سايه مکتب اسلام آن مدينه فاضله خيال هاي سال هاي سال بوجود نخواهد آمد دنيا بداند تا اصلي به نام شهادت در اسلام وجود دارد هيچگاه مسلمان ذليل نخواهد بود آخرين سرحد مشکلات و ناملايمات و تهديدها مرگ است وقتي ما مسلمانان مرگ را شيرين و شروع زندگي راحت ابدي بدانيم ديگر از هيچ کس و هيچ سلاحي نخواهيم ترسيد و علت پيروزي ما همين روحيه شهادت طلبي است به قول شاعر:
مرگ اگر مرد است گونزد من آي،تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ
آمريکا و فرانسه و شوروي بدانند مگر ؟؟؟ و ؟؟؟ سوپر استانداردها دست آخر چه مي توانند بکنند آيا غير از اين است که مرگ همراه دارد و ما بدون ترس از اين وسيله هاي مرگبار تابحال پيروز بوده و هستيم به قول امام امت بايد اين سلاح ها را برگيرنده اي باشد چون يک مشت فريب خورده اي که با يک الله اکبر بند دلش پاره مي شود با هر سلاحي که باشد هيچ غلطي نتواند کرد فقط اين ما هستيم که مي توانيم مدينه فاضله را درست کنيم ملت شهيد پرور ايران تا آن جايي که در توان داريد رهبري و روحانيت را تقويت کنيد جداً که هر چه داريم از روحانيت اسلامي است قدر نعمت انقلاب و روحانيت را بدانيد تا از ما گرفته نشده است دست به دامن آنها بزنيد و بخواهيد تا شما را در اعماق اسلام وارد کنند چون سعادت ابدي همين است.و نعمت ديگري که بايد قدر آن را بدانيد خون شهيدان است اين همه پيروزي و از بين رفتن مشکلات از برکت خون شهيدان است.توطئه هايي از قبيل:فاجعه طبس ـ کردستان ـ کودتاي نوژه ـ طرح براندازي ـ خراب کاري هاي ضد انقلاب داخلي و اين جنگ تحميلي را آمريکا بپا کرد و همين برکت خون شهيدان بود که ما را بر همه آنان غلبه داد آن احتکارگري که اخباس را ذخيره مي کند و آن گران فروشي که هر چه زورش برسد از گوشت اين ملت شهيد داده و داغ ديده مي برد بداند که خداوند هر لحظه بر او حاضر و ناظر است و در يوم الدين کيفر پايمال کردن خون شهدا را از او خواهد گرفت و بداند که دارد خون شهدا را پايمال مي کند اي تف بر چنين راه و رسمي اي بيچاره اين مال دنيا را تا کجا خواهي برد.سخت آمده اي سخت هم خواهي رفت ز روز يور پادشاهان و املاک مالکان کدام يک در فشار قبر و پرسش و جواب بدردشان خورد يا در کجاي قرآن کريم گفته شده که گرامي ترين شما نزد خداوند ثروتمندترين شماست.دل بر جهان مبند کين بي وفا عروس،با هيچ کس شبي به محبت به سر نکرد. آقاي بازاري اين موي سپيد تو زنگ خطر است بيچاره مگر همسايه ات نمرد مگر آن طرفي و اين طرفي نمرد چه با خود بردند جز عملشان.تيغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار،هر چه مي خواهي ببر اما نبر نان کسي. انشاءالله که هر چه زودتر دولت جمهوري اسلامي مبارزه خداپسندانه خود را بر عليه شما آغاز کند و شما را به کيفر دنيوي برساند.اميدوارم که دم گرم واعظين و روحانيون محترم در آهن سرد شما اثر کند چون بر خيلي آن هاي سرد از جمله قلوب ما اثر کرد و ما را راهي جبهه هاي حق عليه باطل کرد.اکنون ديگر حجت بر ما تمام شده است روحانيت هست،رهبر هست،راهنما هست،کتاب هاي اسلامي هست.در هر کجاي اين مملکت که سر بزنيد مجلس موعظه و پند و نصيحت است اما بايد به دنبالش رفت.موضوع ديگر اين که وصيتي هم به برادران همکار دارم و آن اين است که به نظر من آينده اجتماع را معلمين خواهند ساخت و اميدوارم که احکام عاليه اسلام را بر دفتر سفيد قلوب کودکان حک کنيد چون شما به منزله قلمي هستيد و قلب کودکان و ذهن آنها هم چون دفتر سفيدي است که هر چه بخواهيد مي توانيد بنويسيد و اميدوارم که اين معنا که مرکب دانشمند از خون شهيد ارزشش بيشتر است به وسيله پشتکار شما عزيزان زحمت کش در جامعه اسلامي نوپايمان تحقق پيدا کند انشاءالله. موضوع ديگر اين که چند کلمه اي خدمت پدر و مادر گراميم عرض کنم.پدر و مادر گرامي شما عمري خون دل خورديد و با فقر و درماندگي اين حقير را با تکيه به خدا بزرگ کرديد و کم کم نهالتان داشت بارور مي شد و هنگام چيدن ميوه بود که از دستتان رفت پدر و مادر گرامي بايد بگويم قبل از آن که فرزند شما باشم بنده خدا هستم و بر خودم لازم ديدم با وجود اين که شما به من احتياج داريد بنا به وظيفه اي که خداوند برايم مقرر کرده و بنا به فرمان ولي امر و نايب امام زمان(عج) راهي جبهه ها شوم و اين از چندين نظر برکاتي هم شامل حال شما مي شود يکي اين که رنج از دوري يا احياناً اگر لايق باشم شهادت من براي شما ثواب دارد و شما که خداي نا کرده از ثواب رو گردان نيستيد و ديگر اين که خداوند اجر و پاداش صابرين را کافي خواهد داد و ديگر اين که کسي چه مي داند اگر من نزد شما يا در دنيا مي ماندم دو سال ديگر خرابکار از آب در نمي آمدم و يا به راه ناحقي نمي رفتم خداي را شکر کنيد که فرزندتان در راه خدا به پيکار با دشمنان خدا برخاسته مادر جان اگر خداي ناکررده به عنوان ضد انقلاب فرزندتان اعدام مي شد آيا رويت مي شد سر قبرم برايم گريه کني مادر عزيز گناهان ما از حد گذشته بي عملي و تقصير از حد گذشته لذا با خداي خود معامله اي کردم و دنيا و لذات آن را رها کرده و آخرت را خريدم چه بسا تقديم جانم به درگاه احديت کفاره گناهانم شود و شفاعت امام حسين نصيبم شود و خداوند مرا ببخشد زيرا درياي رحمت خداوند وسيع است و با بخشيدن گناهان من از آن کم نمي شود فقط مادر جان شما را به خداوند بزرگ قسم مي دهم که مرا حلال کنيد شايد آمرزيده شوم پدر جان شما هم حلال کنيد من در طول زندگي هيچگاه باري را از دوش شما برنداشتم بلکه همه اش سربار بودم و شايد با مرگ من خداوند شما را به خاطر اين مصيبت ببخشد و بدين وسيله خدمتي به شما کرده باشم خواهر و برادرم وصيتم به شما اين است که همچنان خط امام را ادامه بدهيد و تحت تاثير افرادي بي تفاوت قرار نگيريد و راه مرا ادامه بدهيد و اسلحه به زمين افتاده برادرتان را برداريد و چنان به قلب دشمن هجوم بياوريد که به دار آزادي تاريخ فرار کند و ديگر خيال تجاوز به حکومت اسلامي را در سر نپروراند و به جاي اشک ريختن در سوگ من گلوله هاي راغت را با الله اکبر بدرقه کن تا عملت في سبيل الله باشد و مخلص شويد چون خداوند مخلصين را دوست دارد و اما وصيتم به همسر گراميم که از بدو ورود در زندگي مشترک با من با درد و رنج آشنا شدي و با همه مشکلاتي که در زندگي شخصي من وجود داشت براي رضاي خدا ساختي و همه گونه عيب هاي زندگي مرا پوشاندي و در هنگام گرفتاري ها و مشکلات با نصيحت هاي عاقلانه ات بارم را سبک کردي و دريغا که نتوانستم اقلاً خدمت کمي را در برابر سازش تو با مشکلات خانواده من انجام دهم و تو و دختر کوچکم را به خداوند مي سپارم که جان ما به دست اوست و اگر خداوند لياقتي به اين حقير سراپا گناهکار عطا فرمود و شهيد شدم از لحظه شهادتم ديگر آزادي براي آخرين بار از تو مي خواهم که مرا حلال کني وقتي فاطمه بزرگ شد حتماً به حد تکليف که رسيد او را با وظائفش آشنا کن و نگذار عبادتش چون من به قضا بيفتد و هر وقت خواستي برايش قصه بگويي زندگي امام حسين را برايش بگو و بعد بگو که پدرت هم رفت نزد امام حسين که حتماً ديگر ساکت خواهد شد و گريه نخواهد کرد و اگر هم گريه کرد بدان که در عزاي امام حسين است نه عزاي پدرش در ضمن حدود پنج سال نماز و 4 سال روزه قضا دارم که حتماً بدهيد برايم بجا بياورند از پنج سال دو سال و 5 ماه آن نماز مسافر و شکسته است بقيه کامل است از تمام اقوام و خويشان علي الخصوص خانواده عمويم بخواهيد که ما را حلال کنند.به اميد روزي که رزمندگان اسلام در کربلا همديگر را در بغل بگيرند و به اميد روزي که خداوند نامه عمل ما را به دست راستمان بدهد.محمد حسين جانبازي التماس دعا 29/6/1362
شهدای احمدآباد